خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





سوت پایان شیر دهی

    به نام خدا

    دو سه ماه پیش ،در پایان بیست و یک ماهگی امیر،با سلام و صلوات و توسل و اجرای توصیه های مختلف اقدام به از شیر گرفتن امیر کردم،

    یک پنج شنبه بود به گمانم،مشرف شدیم امام زاده،شاه عبد العظیم ،همه توصیه ها رو مو به مو انجام دادم؛آخرین وعده شیرش رو آنجا دادم و به یک سیب سوره یس خواندم و دعا کردم به خیر و آرامش و خوشی تمام شود و...

    یک هفته گذشت اوضاع خوب بود ،تا اینکه امیر مریض شد، مریض شدنی!!!

    چنان شد که نفهمیدم از کجا این فکر در سرم آمد که با شیر خوردن آرام میشه... خلاصه شیر دادنم همان و شکست پروژه همان!!!

    کل پروژه رو رها کردم و سپردم به خدا.(البته بعضی وعده های غیر لازم رو حذف کردم)

    تا اینکه چندی پیش اوضاع و احوال چنان شد که حس کردم آمادگی داره و الان وقتشه،

    عزمم رو جزم کردم و سوت پایان شیر دهی رو زدم!

    حالا که پروژه بحمدلله و با کمک اهل بیت داره خوب پیش میره ،یه هو یادم افتاد که هیچ کدوم از کارهای توصیه شده رو نکردم،

    مهمتر اینکه اونقدر درگیر اصل پروژه بودم که یادم رفت، از آخرین وعده ها خاطرات خوبی جمع کنم،شاید این اخرین شیردهی عمرم باشد.

    یادم رفت بگویم :خدایا قبول کن؛هرچند گاهی غر غر چاشنی شیردهیم بود.

    یادم رفت اخرین وعده ها رو چشم در چشمش بشم و براش دعا کنم.

    .........................................................

    پی نوشت:از شیر گرفتن اگر فشاری برای کودک باشد،فراغی برای مادر هم هست. 

    الحمدلله علی کل حال


    این مطلب تا کنون 16 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : یادم ,وعده ,پروژه ,اینکه ,توصیه ,
    سوت پایان شیر دهی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده